کتک زدن گوگوش و پوران...دوست صمیمی من بهروز وثوقی

به من خیانت کرد !!


 
محمود قربانی : دوست صمیمی من بهروز وثوقی
به من خیانت کرد !!!
 
محمود قربانی همسر اسبق گوگوش در تازه ترین مصاحبه خود با تلویزیون لوس آنجلسی طپش به نکاتی از قبیل
خیانت دوست صمیمی خود بهروز وثوقی برای گرفتن طلاق گوگوش
برنامه ریزی بهروز از طریق ارتباط نزدیک وی با دربار برای اجرای این نقشه !!!؟
تصمیم منفجر کردن مکان عروسی فیروز داداش بهروز در تلافی خیانت بهروز !!!؟
کتک زدن گوگوش و پوران
و ............ سخن گفت

 
بعد از این ملاقات وی به من اصرار می کرد که برگردیم به تهران خلاصه بازگشتیم به تهران و تدارکات یک کنسرت بزرگ را برای گوگوش دیدم
شب کنسرت گوگوش که به پشت صحنه رفته بود تا آماده شود و سالن پر از جعمیت بود پوران به من گفت گوگوش حالش بعد شده و نمی تواند بخواند باید به بیمارستان برود
من فکر کردم شاید غدای مسموم خورده وی را به بیمارستان انتقال دادیم و در آنجا بستری شد
بماند که مردم در آن شب که گوگوش بر روی صحنه نرفت بشقاب ها را خرد کردند !!!؟
 
محمود قربانی در جدیدترین مصاحبه خود با امیرقاسمی این چنین گفت
 
 
خلاصه به گوش من رسید که در بیمارستان روزانه به گوگوش مرفین تزریق می کنند !!!؟ و گویا هر روز بهروز وثوقی به دیدن وی می رود !!!؟
وقتی این خبر را شنیدم فوری به آن بیمارستان رفتم و گوگوش را با چک ومشت از آنجا بیرون آوردم و به یک بیمارستان دیگر بردم و یک روز که به بیمارستان برای عیادت وی رفتم وکیل والا حضرت ( خواهر شاه ) در آنجا بود همراه با سرهنگ فرزان  برگه ای را به من دادند تا آنرا امضا کنم
درون آن برگه درخواست طلاق از طرف گوگوش بود
من قبول نکردم و گفتم تا با وکیلم صحبت نکنم هیچ کار نمی کنم
آن شب رفتم خانه و حسابی ویسکی خوردم مست کردم و رفتم خونه پوران و اون را کتک زدم بعد در هتل با وکیلم قرار داشتم اون به من گفت به نفع من است اگر این برگه را امضا کنم و قال قضیه را بکنم اون رو هم کتک زدم و از هتل انداختم بیرون

زنگ زدم به پدرم باهاش درد و دل کردم گفت برو شاه عبدالعظیم استخاره کن اگر خوب آمد انجام بده و اگر بد آمد انجام نده رفتم شاه عبدالعظیم استخاره کردم
فردا صبح دسته گلی خریدم رفتم بیمارستان وکیل ولا حضرت و گوگوش اونجا بودن برگه را امضا کردم به گوگوش گل دادم و بهش گفتم گل وو بهت می دم ولی کامبیزرو  نمی دم !!!؟
 محمود قربانی درباره نقشه از پیش برنامه ریزی شده با کمک دربار شاهنشاهی برای گرفتن همسرش از وی این چنین گفت
بهروز وثوقی آن زمان ملیجک اشرف بود و اشرف هم به هویدا گفته بود تا دستور دهد که این حکم صادر و اجرا شود

امیرقاسمی از محمود قربانی پرسید : شایعاتی وجود داشت آن زمان که شما مافیا بود و افرادی داشتی که وقتی به آنها دستور
می دادی خدمت طرف برسند طرف را می کشتند
محمود قربانی این شایع را تکذیب کرد ولی در عین حال گفت
بعد از طلاق رفتم به دنبال انتقام


وی همچنین داستانی را تعریف کرد که یک شب
محمود رضا ( برادر شاه ) با اکیپش به میامی کاباره وی رفته بود که گوگوش آن شب برنامه داشت
قربانی گفت گوگوش هیچ وقت دوست نداشت در کاباره سره میزه کسی برود آن شب محمود رضا مست کرده بود و هی داد میزد که گوگوش باید بره سره میزش
من هم که خیلی از این حرکت بدم می آمد اجازه ندادم
آخره شب که کاباره تعطیل شده بود محمود رضا و دارودستش که داشتن از دره کاباره بیرون میرفتن یکدفعه محمود رضا برگشت به من گفت چیه ترسیدی زنت رو  بخوریم !!!؟
همونجا برگشتم یک مشت خوابوندم تو دهنش افتاد زمین
کاباره منو یک ماه تعطیل کردن


قرار بود یک شب جشن عروسی فیروز وثوقی داداش بهروز برگزار بشه من میخواستم حالا که بهم خیانت شده شب عروسی همه فامیل را بفرستم هوا



عروسی قراربود روز چهارشنبه برگزار بشه چند روز قبل فروق رئیس دفتر والا حضرت ( خواهر شاه ) آمد پیش من و گفت ما می دونیم تو چیکار می خوای بکنی ولی دست نگه دار و این کار را نکن چون به ضررت تموم میشه
خلاصه اینا دیدن گوش ما بدهکار نیست روز سه شنبه فروق آمد پیش من وگفت باید با ما بیای !!! گفتم چرا گفت والا حضرت می خواهند ببیننت !!! گفتم من نمی تونم کار دارم گفت نه این دستوره خلاصه رفتم پیشه خود والاحضرت تا رفتم تو گفت  بادی گاردت کو اسلحت کو چاغو وقمه ات کجاست بعد گفت بیا ویسگی بخوریم و در آخر از من خواهش کرد که شب عروسی به فامیل گوگوش کاری نداشته باشم !!!؟
 
بعد از ازدواجم با گوگوش با وی به فرانسه و پاریس رفتیم یا یک کمپانی خارجی تحت عنوان آر - سی - ای برای اجرای گوگوش در خارج از کشور قرارداد بستیم

گوگوش در اوج محبوبیت خود در خارج و رقابت نزدیک با خوانندگان مشهور آن زمان بود
طی یک برنامه ریزی کاری من در پاریس بودم و گوگوش باید به رم میرفت وقتی به رم رفت در آسانسور با بهروز وثوقی ملاقات می کند و همانجا فکرهایی در ذهن می پروراند!!!؟